تفاوت بین مال و روزی
رزق و روزی غیر از مال مادی است. در روایات فرموده اند:« روزی و رزق مقسوم است » یعنی روزی هر كسی تقسیم شده است. در باطن عالم روزی را برای افراد به مقدار وسعت وجودی هر شخصی - چه در امور مادی و چه در امور معنوی - تقسیم كرده اند، كه اگر شخص بیش از آن اندازه معین پرسه بزند و مانند مورچه مال به دست بیاورد، آن مقدار دیگر روزی اش نیست بلكه فقط مالی است كه به دست آورده است، زیرا مال به دست آوردن غیر از روزی به دست آوردن است. « روزی » آن مقداری را می گویند كه شخص برای زنده ماندن به آن محتاج است. ( همانند تنفس كه بدن فقط آن مقدار لازم را جذب می كند، نه بیشتر و نه كمتر از آن را) همانند اینكه فردی خانه ای به طول هزار متر مربع برای خود بسازد در حالی كه فقط به قسمتی از آن برای زندگی كردن نیازمند باشد. در این صورت باطن عالم، این خانه هزار متری را منزل آن فرد نمی داند، بلكه فقط آن مقداری كه شخص برای زندگی به آن نیاز دارد را منزل او می داند و ما بقی را اضافه به حساب می آورد. همان طور كه در باطن نظام عالم، میزان عمر هر شخصی معین شده است به همان مقدار هم رزق و روزی او تنظیم شده است. وقتی كودكی به دنیا می آید و پستان مادر به دهانش گذاشته می شود آن مقداری كه از شیر می مكد رزقش است و ما بقی كه از دهانش می ریزد رزق كودك نیست. بنابراین رزق و روزی هرگز كم نمی آید. امكان ندارد كسی صد سال زنده باشد اما خداوند روزی هشتاد سال او را تامین كند و بیست سال دیگر را بدون روزی باشد.
شرح مراتب طهارت
از رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم علامه حسن زاده آملي
شارح / استاد صمدي آملي
سینا
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/18 ساعت 15:9 موضوع در محضر استاد | لینک ثابت
روبــــاه
روباهي بامدادان به سايه خود نگاهي انداخت و گفت : « امروز ناهار يك شتر مي خورم » ، و سراسرِ صبح را در پيِ شتر مي گشت ، اما در نيم روز باز ساية خودش را ديد ـــ و گفت : « يك موش كافي است » .
ديوانه / جِبران خليل جِبران
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/18 ساعت 12:10 موضوع شعر و ادب | لینک ثابت
قطعات سیاسی در آثار ملا محمد کاظم خراسانی صاحب کفایه آخوند ملا محمد كاظم خراساني (1329- 1255هجري قمري) صاحب كفاية الاصول، يكي از بزرگترين علماي جهان اسلام در سده اخير،يكي از اركان علم اصول فقه در حوزه تشيع و بلندپايه ترين مجتهد حامي مشروطه،در دو بعد نظري و عملي در نهضت مشروطيت در ايران منشأ اثر جدي بوده است.با اينكه فرصت آنرا نيافت كه كتاب مدون يا رساله مستقلي در حوزه سياست به رشته تحرير درآورد،اما ذر لابلاي آثار فقهي اصولي و نيز در متن تلگرافها،لوايح و نامه هاي كوتاه و بلند وي آراء سياسي بديعي به چشم مي خورد كه مي توان از "مكتب سياسي خراساني" سخن به ميان آورد.
است،وهرگونه ولايت مطلقه بشري افتراء به شريعت است.حكومت مشروعه منحصر در زمامداري
مستقيم معصوم است.هرچند حكومت غير مشروعه اما عادله ممكن است.حكومت مشروطه نمونه اي
از آن است. حكومت اسلامي در عصر غيبت منتفي است و تنها مي توان براي استقرار حكومت مشروع
[عادل] كوشش كرد. فقيهان امتياز و حق ويژه اي در تدبير حوزه عمومي ندارند. از يك سو ولايت فقيه (با
تمامي انواع آن) فاقد مستند معتبر شرعي است و از سوي ديگر امور حسبيه از جمله اداره جامعه و
تصدي حكومت در زمان غيبت "حق جمهور مردم" است كه به عقلاي مسلمين و ثقات مؤمنين تفويض
شده است، و ساز و كار آن در اين زمان انتخابات آزاد است. براين اساس شرط فقاهت در زمامداري
جامعه اسلامي لازم نيست
عابر
یاحق.
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/17 ساعت 14:19 موضوع معرفی کتاب | لینک ثابت
ماموران انتظامي و امنيتي پيش از خانواده مرحوم سحابي بر سر مزار حاضر شدند
تجليل در حضور ديگران
خانواده، ياران و همفكران دكتر يدالله سحابي كه صبح روز جمعه در ششمين سالگرد
درگذشت دكتر سحابي به امامزاده عبدالله شهرري رفته بودند با حضور محسوس
ماموران انتظامي و امنيتي مواجه شدند

حضور ماموران انتظامي و امنيتي بهگونهاي بود كه مهندس عزتالله سحابي خطاب به اين ماموران كه تعدادشان برابر با تعداد جمعيت حاضر بود، گفت كه به مقامها بفرماييد وقتي شما جمعيت 40 نفرهاي را كه خودتان قبول داريد اهل سلامت هستند اينگونه ميپاييد، دشمناني را كه اطراف ما هستند را چگونه ميپاييد. او سپس گفت كه اگر بخواهيد همه وقت خود را به پاييدن اين افراد بگذرانيد پس كي ميتوانيد رفاهي براي مردم ايجاد كنيد.
عابر
یاحق
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/17 ساعت 13:37 موضوع | لینک ثابت
منزلت کريمه اهل بيت در نزد علما و مراجع

در زمينه مقام حضرت معصومه عليهاالسلام در بين علما گفتهها فراوان است که به صورت فهرستوار به نمونههايي اشاره ميکنيم:
1ـ صدرالمتألهين شيرازي: هر گاه شبههاي برايم پيش ميآمد کنار قبر حضرت معصومه عليهاالسلام در قم (از کهک) ميآمدم و از آن حضرت استمداد ميکردم و شبهه فلسفي من حل ميشد.
2ـ شيخ عباس قمي: افضل دختران حضرت موسي بن جعفر سيده جليله معظمه فاطمه بنت امام موسي بن جعفر(عليهماالسلام) معروفه به حضرت معصومه است که مزارش در بلده طيّبه قم است.
3ـ آية الله بروجردي: شاه وقت عربستان از آية الله بروجردي درخواست ملاقات ميکند، ايشان درخواست ملاقات را رد ميکند و ميفرمايد: اين شخص اگر قم بيايد به زيارت حضرت معصومه عليهاالسلام نرود توهين به آن حضرت خواهد شد و من تحمّل آن را ندارم به هيچ وجه.
4ـ آية الله اراکي، نامبرده در مقدّمه حاشيه «دُررالاصول» مينويسد: «هر چند به خاطر کمي استعداد و اندک بودن وقت، من شايسته اين کار (نوشتن حاشيه) نبودم ولي با تکيه به توجّه حضرت فاطمه (عليهاالسلام) اين کار را در جوار اين بقعه منوره و با توسّل به لطف و عنايت آن بزرگوار انجام دادم... .»
5ـ آية الله مرعشي: معظم له هنوز در قيد حيات بود، فرمود: تا کنون شصت سال است که هر روز من اولين زائر حضرتم.
6ـ علامه طباطبائي(ره): هنگام روزه پيش از افطار به حرم ملکوتي کريمه اهل بيت حضرت معصومه مشرف ميشد و با بوسه بر مزار آن بانوي بزرگ عالم اسلام روزه خود را ميگشود.
7ـ آية الله گلپايگاني: طلاب عزيز بر شماست که قصد را خالص کنيد و ارتباط مداوم خود را با ائمه اطهار عليهم السلام مخصوصاً حضرت صاحب و مولايم حضرت ولي عصر(عج) تداوم بخشيد و کثرت تلاوت قرآن کريم و ادعيه صالحه و عرض اخلاص و ادب به دُخت حضرت موسي بن جعفر(عليهماالسلام) و اينها همه رمز موفقيّت و توفيق در راه ادامه تحصيل ما است.
حسن ختام را اشعاري از آية الله صافي گلپايگاني قرار ميدهيم:
اين بارگه که خاک درش مشک ازفر است بويش چو بوي خلد برين روحپرور است
درا الشفا و عقدهگشا و فرح فزاست باب امان ز محنت فرداي محشر است
طور حضور و مطلع نور و مطاف حور آرامگاه دختر موسي بن جعفر است
خاتون دين پناه که برهان عزّتش هر صبح و شام صيحه الله اکبر است
هر کس دري به خانه و راهي گزيده است چشم اميد لطفي صافي بر اين در است
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/17 ساعت 10:44 موضوع دینی | لینک ثابت
یک بار به مترسکی گفتم « لابد از ایستادن در این دشت خلوت خسته شده ای. » گفت : « لذت ترساندن عمیق و پایدار است، من از آن خسته نمی شوم . »
دمی اندیشیدم و گفتم « درست است ؛ چون که من هم مزه این لذت را چشیده ام . »
گفت « فقط کسانی که تنشان از کاه پر شده باشد این لذت را می شناسند . »
آنگاه من از پیش او رفتم، و ندانستم که منظورش ستایش از من بود یا خوار کردن من.
یک سال گذشت و در این مدت مترسک فیلسوف شد.
هنگامی که باز از کنار او می گذشتم دیدم دو کلاغ دارند زیر کلاهش لانه می سازند.
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/17 ساعت 0:59 موضوع شعر و ادب | لینک ثابت
براهین ده گانه پلورالیسم دینی و نقد آن
برهان اول : قبض و بسط تئوریك شریعت
در نقد براهین ابتدا بخش های مختلف آن را ذكر نموده سپس هر یك از آن ها را مورد ارزیابی قرار می دهیم.
بخش اول برهان قبض و بسط
در برهان اول كه با توسل به نظریه قبض و بسط تئوریك شریعت به نفع پلورالیسم دینی استدلال شده است، آمده است:
من در نظریه قبض و بسط كوشیده ام تا راز تكثر دینی را توضیح دهم و مكانیسم های آن را بیان كنم. اجمالا سخن در قبض و بسط این است كه فهم ما از متون دینی بالضرورة متنوع و متكثر است و این تنوع و تكثر، قابل تحویل شدن به فهم واحد نیست و نه تنها متنوع و متكثر است، بلكه سیال است. دلیلش هم این است كه متن صامت است و ما همواره در فهم متون دینی و در تفسیر آن ها - خواه فقه باشد، خواه حدیث، خواه تفسیر قرآن - از انتظارات و پرسش ها و پیش فرض هایی كمك می گیریم و چون هیچ تفسیری بدون تكیه بر انتظاری و پرسشی و پیش فرضی ممكن نیست و چون این انتظارات و پرسش ها و پیش فرض ها از برون دین می آید و چون بیرون دین متغیر و سیال است و علم و فلسفه و دستاوردهای آدمی مرتبا در حال تزاید و تراكم و تغییر و تحول اند، ناچار تفسیر هایی كه در پرتو پرسش ها و انتظارها و پیش فرض ها انجام می شوند، تنوع و تحول خواهند پذیرفت. این مجمل نظریه ایست كه در قبض و بسط آمده است.
قبل از بررسی این برهان لازم است ....
بقيه را در ادامه مطلب بخوانيد... صدرا
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/16 ساعت 2:0 موضوع نقد پلورالیسم دینی | لینک ثابت
آهای .....
من فرزند سرزمین ندای سرابم
سکوت ...
سایه حقیقت در سراب باورتان به تکه نان جوی ارزان فروختید
ندا بر آمد
ندای
عقده هزران سال حقارت وپستی دیوزگی
و.....
دمل چرکی تفاله های اندیشه
زخمی بر تن عریان هستی شد
آهای ...آهای ..... پری
ما چادر نشین شک تردیدیم
آهای پری
ما مرده رگباره واژه ها هستیم
آهای .... پری
دریاب ما را
عابر
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/15 ساعت 15:33 موضوع شعر و ادب | لینک ثابت
در نكته 730 هزار و يك نكته حضرت علامه حسن زاده آملي حفظه الله تعالي آمده است كه :
شيخ رئيس در فصل دوم مقاله اولي قانون، در حفظ صحت عين گويد : و مما يجعلوا العين و يحدّها ، الغوص في الماء الصافي و فتح العين في داخله ( يعني : از جمله چيزهايي كه باعث حفظ و جلاي چشم مي شود فرو رفتن در آب صافي و گشودن چشم در داخل آن است. ) در تفسير نور الثقلين حديث 127 آن اين است : في كتاب علل الشرايع بإسناده إلي ابن عباس قال : قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم افتحوا عيونكم عند الوضوء لعلها لا تري نار جهنم . (يعني : در حين وضو چشمانتان را بگشاييد تا بدين طريق چشمانتان از آتش جهنم بر حذر باشد. )
جهنم عين (چشم ) رمد و عمي ( كوري ) و ساير امراض آن است أعاذنا الله و إياكم منها.
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/15 ساعت 3:22 موضوع حدیث | لینک ثابت
اين نكته به عنوان رمزي در فهم قصه هاي قرآن كريم است و آن اينكه : هر چه در قرآن مي خوانيد از قصه حضرت آدم عليه السلام كه اولين قصه سوره بقره است، تا قصه هاي حضرت موسي عليه السلام ،حضرت ابراهيم عليه السلام، حضرت عيسي عليه السلام، حضرت نوح عليه السلام، و ديگر انبياء عظام، بدانيد كه اينها فقط صرف پرداختن به يك داستان نيست بلكه رمز اين قصه ها در قرآن آن است كه هر كسي بخواهد از حيوان بودن به در آيد و به مقام انسانيت برسد بايد مسيري را طي كند كه در اين مسير همانند پيامبران دچار حوادث و موانع شود و با مشكلاتي برخورد كند . مثلا اگر كسي از امشب بگويد : خدايا مي خواهم بيايم تا تمام آنچه را كه فرمودي ، عمل كنم ؛ از فردايش خواهد ديد كه مشكلي برايش پيش آمده است همانند مشكل حضرت آدم عليه السلام ، يك حادثه اي براي او اتفاق افتاده است و همانند حادثه حضرت موسي عليه السلام ، يك واقعه اي براي او رخ داده است همانند واقعه حضرت عيسي عليه السلام و... خداوند نيز در قرآن مي فرمايد اگر در مسير انسانيت مشكلي شببيه مشكل حضرت آدم پيدا كردي اين گونه حلش كن، و يا اگر شبيه حضرت موسي دچار مشكل شده اي راه حل آن اين گونه است . به تعبير ديگر وقايع قرآن مربوط به مورد خاص نيست تا قرآن همانند كتاب قصه و داستان تلقي گردد، بلكه قصص قرآني و نقل وقايع و حوادث مهم در امور مختلف براي شرح و بيان اطوار وجودي انسان و شئون مختلف اوست . يعني قرآن از بدو تا ختم تفسير انفسي انسان است.
بقیه را در ادامه ببینید . . . . سینا
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/14 ساعت 18:31 موضوع در محضر استاد | لینک ثابت
«حوزه» بالاتر از حركتهاي سياسي است
ميگويند عمامه آقاي بروجردي در ابتداي ورود به قم مشكي نبود، سورمهاي بود. آيا اين
نشان از آن ندارد كه ايشان حتي در عدم تقيد به لباس رسمي، همچون برخي از
اساتيدش در اصفهان بود كه آنان تا آخر عمر لباس روحانيت را نپوشيدند و كلاه بر سر
ميگذاشتند؟
پس از نظر شما آقاي بروجردي به ولايت فقيه معتقد بودند؛ البته برخي از آقايان همچون
منتظري، مرحوم فاضل لنكراني و نوري همداني هم هر كدام به نحوي بر اين نكته باور
دارند؟ آيا انديشه فقهي ايشان بر اين اساس است؟ آيا اگر فضا مهيا بود، آقاي بروجردي
به تشكيل حكومت اسلامي اقدام ميكردند؟
عابر
یاحق
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/14 ساعت 12:28 موضوع حوزه | لینک ثابت
دیشب تـفریح تازه ای اختراع کردم ، و هنگامی که خواستم آغاز کنم یک فرشته و یک شیطان دوان دوان به خانه ام آمدند. بر در خانه به هم رسیدند و بر سر تفریح تازه من با هم جنگیدند؛ یکی فریاد می زد که « این گناه است! » ــ دیگری می گفت « عین تقوی ست. »
دیوانه / جبران خلیل جبران سینا
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/13 ساعت 23:25 موضوع شعر و ادب | لینک ثابت
آذربایجان باشین ساغ اولسون

به مناسبت درگذشت مورخ تاريخ معاصر آذربايجان
« سرداري نيا» گنجينهاي تمام نشدني از گوهر تاريخ بود
صمد سرداري نيا شخصيت فرهنگي آذربايجان، روايتگر تاريخ اين سرزمين درخشان
روح خويش پرواز داد و در جوار حضرت حق آرام گرفت
عابر یاحق
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/13 ساعت 13:18 موضوع روزانه | لینک ثابت
مهندس عبدالعلی بازرگان فرزند مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت ،در مطلبی با عنوان
" «هــوٰى يا هــدٰى در كلام وحى» به اظهارات اخیر دکتر عبدالکریم سروش درباره قرآن مجیدپاسخ داده
است.
. . . و راسخان (ريشه داران) در علم گويند: 
بدان باور داريم ، همه كتاب از جانب پروردگار
ماست ، و تنها خردمندان پذيراي اين پندند.
(آل عمران ۷)
اگر در گذشته هاي دور با فلسفه و كلام و عرفان و ادبيات ، رسيدن به حقيقتِ وحياني بودن كامل قرآن
، مشكل و محال مي نمود، امروز از طريق علوم دقيقه ، بخصوص رياضيات و آمار و به كمك كامپيوتر و ابزار
الكترونيكي ، به نتايجي مي توان رسيد كه با كنكاش هايِ قابلِ چون و چرايِ عقل نظري ، تفاوت
اساسي دارد. در اينجا ديگر ذوق و سليقه دخالتي ندارد و ارقام و اعدادِ قطعي ، منصفان را مجبور به
تسليم مي كند.
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/13 ساعت 12:54 موضوع مقالات | لینک ثابت
تغییر موضع سروش در واكنش به نقد آيتالله سبحاني
وي همچنين با رويكردي سياسي ، با استفاده از عبارت داراي ايهام «دولت احمدي و معجزه سبحاني» تلاش كرد پاسخ محترمانه آيتالله سبحاني را برخاسته از خواست دولت احمدينژاد جلوه دهد و نوشت: شک ندارم که وظيفه روحاني و غيرت ايماني و عرق مسلماني و «دولت احمدي و معجزه سبحاني» شما را به نوشتن آن نامه برانگيخته است.
در پي انتشار نقد آيتالله جعفر سبحاني درباره مباحث تازه مطرح شده از سوي عبدالكريم سروش، وي در پاسخي به آيتالله سبحاني، اعلام آمادگي كرد كه در صورت بازگشت به ايران، در جلسهاي با او به مناظره بنشيند.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، وی در اين پاسخ به جای نظریه پردازی های برون دینیِ قبلی خویش، با موضعی درون دینی تمامی متفکران تاریخ اسلام را به یاری طلبیده و تاویل های موردنظر خود را به عنوان تایید این اندیشمندان بر موضع کاملا متفاوت خویش آورده است.
در پاسخ به نامه آیت الله سبحانی، سروش پاسخ خویش را با طعنه و ایهام آغاز نموده است. او جدال احسن آیتالله سبحانی را با پاسخی بر خاسته از جدل و تخطئه طرف مقابل آغاز نموده است تا هرچه پس از آن احترام می ورزد، در « پیش داوری» نیش «دولت احمدی و معجزه سبحانی» رنگ ببازد.
وي همچنين با رويكردي سياسي با استفاده از عبارت داراي ايهام «دولت احمدي و معجزه سبحاني» تلاش كرد پاسخ علمي و محترمانه آيتالله سبحاني را برخاسته از خواست دولت احمدينژاد جلوه دهد و نوشت: شک ندارم که وظيفه روحاني و غيرت ايماني و عرق مسلماني و «دولت احمدي و معجزه سبحاني» شما را به نوشتن آن نامه برانگيخته است
ادامه مطلب را ببینید سینا.
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/13 ساعت 0:35 موضوع دینی | لینک ثابت
25 فروردين روز بزرگداشت عطار نيشابوري
فريدالدين عطار نيشابوري: فريدالدين ابوحامد محمد بن ابوبکر ابراهيم بن اسحق عطار کدکني نيشابوري شاعر و عارف نام آور ايران در قرن ششم و آغاز قرن هفتم است. ولادتش به سال 537 در کدکن از توابع نيشابور اتفاق افتاده است.

از ابتداي کار او اطلاعي در دست نيست جز آنکه نوشته اند پدر وي در شادياخ نيشابور، عطار عظيم القدري بود و بعد از وفات او فريدالدين کار پدر را دنبال کرد و دکان عطاري (دارو فروشي) آراسته داشت.
مسلما عطار در آغاز حيات و گويا تا مدتي از دوره ي تحقيق در مقامات عرفاني ، شغل دارو فروشي خود را که لازمه ي آن داشتن اطلاعاتي از طب نيز بوده حفظ کرده و در داروخانه سرگرم طبابت بوده است. خود در کتاب خسرونامه گويد:
به من گفت اي بمعني عالم افروز چنين مشغول طب گشتي شب و روز
و باز در مصيبت نامه گفته است:
مصيبت نامه کاندوه جهانست الهي نامه کاسرار عيانست
به داروخانه کردم هر دو آغاز چگونه زود رستم زين و آن باز
به داروخانه پانصدشخص بودند که در هر روز نبضم مي نمودند
با توجه به اشاره ي شاعر ، معلوم مي شود که انقلاب حال او هم در زمان پزشکي و داروگري دست داده بود و او آثاري در همان ايام پديد آورد. بنابراين افسانه ي معروفي که درباره ي انقلاب حال عطار موجود است ساختگي به نظر مي آيد. درباره ي اين حادثه جامي چنين آورده است: « گويند سبب توبه وي آن بود که روزي در دکان عطاري مشغول معامله بود ، درويشي آنجا رسيد و چندبار- شيءالله – گفت. وي به درويش نپرداخت. درويش گفت اي خواجه تو چگونه خواهي مرد؟ عطار گفت چنانکه تو خواهي مرد! درويش گفت تو همچون من مي تواني مرد؟ عطار گفت: بلي! درويش کاسه ي چوبين داشت ، زير سرنهاد و گفت الله و جان بداد. عطار را حال متغير شد ، دکان بر هم زد و به اين طريق در آمد.»
بقیه را در ادامه ببینید . . . سینا
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/13 ساعت 0:18 موضوع شعر و ادب | لینک ثابت
قرآن؛ كلام محمد(ص) يا كلام خداوند؟
نقد آيتالله «جعفر سبحاني» به اظهارات «عبدالكريم سروش» درباره قرآن
خبرگزاري فارس: آيتالله جعفر سبحاني با ارسال يادداشتي به خبرگزاري فارس، با عنوان«انديشههاي عصر جاهلي در آيينه ادبيات پر آب و رنگ امروز!»،

به اظهارات عبدالكريم سروش درباره قرآن واكنش نشان داده است.
در اوج اسلام ستيزي غربيان، كه ديروز رسانههاي هلندي، و امروز رسانههاي دانماركي جلودار آن هستند گزارش ميرسد كه گروهي در كشور دوم، از طريق هنرهاي تجسمي به اسلامستيزي برخاسته و ميخواهند از طريق كاريكاتورهاي موهن و نمايش فيلم، پيامبر و قرآن را در انظار جهانيان نازيبا سازند، در چنين شرايط و اوضاع، مصاحبهاي از آقاي عبدالكريم سروش خواندم كه در سايت « آفتاب نيوز» به تاريخ 14 بهمن 86 به نقل از راديو هلند، بخش عربي، و ترجمه فارسي آن در راديو زمانه آمده بود.
من نميتوانم بدون دليل قاطع بگويم آنچه در اين مصابحه خواندم نظريه صد درصد خود اوست، ولي سكوت او را ميتوانم گناهي نابخشودني در مقابل اين گزارش به شمار آورم . در شرايطي كه ملحدان غرب كمر به اسلام ستيزي و منزوي ساختن مسلمانان بستهاند، فردي كه در محيط اسلامي و در ميان علما و دانشمندان پرورش يافته و مدتها سخنان او زينتبخش رسانههاي ايراني بوده، سخناني به زبان آورد كه نتيجه آن اين است كه قرآن موجود، ساخته و پرداخته ذهن پيامبر است! و پيامبر در آفرينش قرآن، نقش محوري داشته است!
بقیه در ادامه مطلب . . . سینا
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/12 ساعت 19:30 موضوع دینی | لینک ثابت
شيخ عارف، کامل مکمّل، واصل به مقام منيع قرب فريضه، حضرت راقی به قله های معارف الهی، و نائل به قلّه بلند و رفيع اجتهاد در علوم عقليه و نقليه، صاحب علم و عمل، و طود عظيم تحقيق و تفکير، حِبر فاخر و بحر زاخر و عَلَم علم، عارف مکاشف ربانّی، فقيه صمدانی عالم به رياضيات عاليه از هيئت و حساب و هندسه، عالم به علوم غريبه و متحقق به حقائق الهيه و اسرار سبحانيه، مفسِّر تفسير انفسی قرآن فرقان، استاد اکبر، معلم اخلاق، مراقب ادب مع الله و مکمل نفوس شيّقه الی الکمال، آيه الله العظمی حضرت علامه ذوالفنون جناب حسن بن عبدالله طبری آملی (حفظه الله تعالی) که به «حسن زاده» شهرت دارند،
در اواخر سال 1307 هجری شمسی در روستای ايرای لاريجان آمل متولد و در حجر کفالت و تحت مراقبت پدر و مادری الهی، بزرگوار و اهل يقين، تربيت و از پستان پاک مادری عفيفه صديقه طاهره و پاک از ارجاس حين الولاده که پستان معرفت و اخلاص و صداقت بود، شير نوشيدند و پرورش يافتند.
بقیه مطلب را در ادامه بخوانید . . . سينا
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/12 ساعت 15:46 موضوع حوزه | لینک ثابت
اعتراض نامه فرزند شهید به عابر
اما عابر به خا طر ا ین که هیچ ادعایی از هرجهت ندارد ( نه آزاد ا ند یشی و نه ..)
این نظر را به دید عموم میگذارد تا همه ببینند که این سردار بجانی و طرفدارانش
دارای چه منطقی می باشند
اعتراض نامه به سبک ده هفتاد
نویسنده: م . س
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/12 ساعت 12:19 موضوع روزانه | لینک ثابت
آنگاه میترا گفت با ما از عـشـق سخن بگو.
: پس او سر برداشت و مردمان را نگریست ، و سکوت آنها را فرا گرفت. و او به صدای بلند گفت
هنگامی که عشق شما را فرا می خواند، از پی اش بروید،
اگر چه راهش دشوار و نا هموار است.
و چون بال هایش شما را در بر می گیرند، وا بدهید
اگر چه شمشیری در میان پرهایش نهفته باشد و شما ار زخم برساند.
و چون با شما سخن می گوید او را باور کنید،
اگر چه صدایش رؤیاهای شما را بر هم زند ، چنان که بادِ شمال باغ را ویران می کند.
زیرا که عشق در همان دَمی که تاج بر سر شما می گذارد ، شما را مصلوب می کند . و همچنان که می پروانـََد ، هَرَس می کند.
همچنان که از قامتِ شما بالا می رود و نازک ترین شاخه هاتان را که در آفتاب می لرزند نوازش میکند،
و به ریشه هاتان که در خاک چنگ انداخته اند فرود می آید و آنها را تکان می دهد.
شما را مانند بافه های جو در بغل می گیرد.
شما را می کوبد تا برهنه کند.
شما را می بیزد تا از خس جدا سازد.
شما را می ساید تا سفید کند.
شما را می ورزد تا نرم شوید؛
و آنگاه شما را به آتش مقدس خود می سپارد تا نانِ مقدس شوید ، بر خوانِ مقدسِ خداوند.
همه این کارها را عشق با شما می کند تا رازهای دل خود را بدانید، و با این دانش به پاره ای از دل زندگی مبدل شوید.
اما اگر از روی ترس فقط در پی ِ آرام ِِ عشق و لذت عشق باشید ،
پس آنگاه بهتر آن است که تن ِ برهنه خود را بپوشانید و از زمین خرمن کوبی ِ عشق دور شوید،
و به آن جهان بی فصلی بروید که در آن می خندید ، اما نه خنده تمام را ، و می گریید ، اما نه تمام ِ اشک را.
عشق چیزی نمی دهد مگر خود را ، و چیزی نمی گیرد مگر از خود.
عشق تصرف نمی کند، و به تصرف در نمی آید؛ زیرا که عشق بر پایه عشق استوار است.
هنگامی که عشق می ورزید مگویید که « خدا در دل من است، » بگوئید « من در دل خدا هستم. »
و گمان نکنید که می توانید عشق را راه ببرید، زیرا عشق، اگر شما را سزاوار بشناسد، شما را راه خواهد بُرد.
عشق خواهشی جز این ندارد که خود را تمام سازد.
اما اگر عشق می ورزید و شما را باید که خواهشی داشته باشید، زنهار که خواهش ها این ها باشند :
آب شدن، چنان جویباری که نغمه اش را از برای شب می خوانـَد.
آشنا شدن با درد مهربانی بسیار.
زخم برداشتن از دریافتی که خود از عشق دارید؛
و خون دادن از روی رغبت و با شادی.
بیدار شدن در سحرگاهان با دلی آماده پرواز و به جا آوردن سپاس یک روز ِ دیگر برای عشق ورزی؛
آسودن به هنگام نیمروز و فرو شدن در خلسه عشق؛
بازگشتن به خانه با سپاس در پسین گاهان ؛
و آنگاه به خواب رفتن با دعایی در دل برای کسانی که دوستشان می دارید، با نغمه ستایشی بر لب. پیامبر/ جبران خلیل جبران
سینا
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/12 ساعت 1:22 موضوع شعر و ادب | لینک ثابت
از امیرالمؤمنین روایت شده که - و آن حدیث مشهوری است – که فرمود :
کلّما فی القرآن فی الحمد، و کلّما فی الحمد فی البسملة، و کلّما فی البسمله فی الباء، و کلما فی الیاء فی النقطة، و أنا النقطة التی تحت الباء.
تمام آنچه در قرآن است در سوره حمد است و آنچه در سوره حمد است در " بسم الله الرحمن الرحیم" جمع شده است، و آنچه در" بسم الله الرحمن الرحیم" است در باء آن است و همه اسرار باء در نقطه آن است و من نقطه زیر باء هستم.
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/12 ساعت 1:13 موضوع دینی | لینک ثابت
سايت گوگل نام خليج فارس را به خليج عربي تغيير داد.
اگر يك ميليون نفر اعتراض خودشونوبه اين آدرس بفرستن گوگل مجبور به برگرداندن اين نام به خليج فارس ميشه
www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html
اين خبر رو به هر كسي كه فكر ميكنين عرق ايراني داره بدين .
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/12 ساعت 0:34 موضوع روزانه | لینک ثابت
لـیـلـة ُالـقـَـدر
در تفسیر" فرات " از امام صادق علیه السلام در ذیل آیه شریفه (انّا أنزلناه فی لیلة القدر) نقل کرده است که فرمود :
اللیلة فاطمة، و القدر الله، فمن عرف فاطمة علیها السلام، حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر، و إنّما سمّیت فاطمة لأنّ الخلق فطموا عن معرفتها.{ تفسیر فرات ص581و بحار الأنوار43/65}
مراد از " لیلة" فاطمه علیها السلام است و مقصود از " قدر" خداوند است، پس هر که فاطمه علیها السلام را آن طوری که سزاوار است و حق معرفت او است بشناسد، شب قدر را درک کرده است، و همانا آن حضرت " فاطمه" نامیده شده زیرا مردم از شناخت او باز داشته شده اند و عاجزند.
مؤلف رحمه الله گوید : شاید راز تشبیه فاطمه علیها السلام به " لیلة القدر" پنهانی و در پرده بودن معرفت و شناخت آن حضرت نسبت به مردم است مثل پنهان بودن شب قدر، و به خاطر همین آن را در آیه با دو حرف استفهام آورده و فرموده است ( و ما أدراک ما لیلة القدر) تا بزرگی شأن و قدر آن را بفهماند یا عاجز بودن شناخت آن را برای غیر معصومین ثابت کند، زیرا شب قدر را غیر از معصومین علیهم السلام نمی شناسند؛ و یا مقصود این است که هر کس فاطمه علیها السلام را آنگونه که سزاوار است بشناسد و به حقیقت معرفت او پی ببرد، پرده از کنار چشمان او کنار می رود و جلالت و عظمت آن حضرت و فرود آمدن فرشتگان را به محضر او در آن شب می بیند، به طوری که به شب قدر بودن آن یقین پیدا می کند، و در حقیقت، درک شب قدر همین است.
( ترجمه کتاب نفیس القطرة ص 431و414)
سینا
نوشته شده توسط عابر در 2008/4/12 ساعت 0:24 موضوع حدیث | لینک ثابت
روزگاری در شهر دوردستی بنام ویرانی، پادشاهی حکومت می کرد که هم توانا بود و هم
دانا. مردمان از تواناییش می ترسیدند و به سبب داناییش دوستش می داشتند.