تبليغاتX
 راه ما
 

بحثی از علم حروف و اعداد

  بحثی از علم حروف و اعداد

بزرگانِ از علمِ جِفر و اوفاق، وقتی می خواهند به كسی نامه بنویسند یا كتابی را نگارش كنند، در ابتدای آن بجای نوشتن «هو» عدد 11 می نویسند؛ زیرا در دورِ أبجُد، «هاء» به عدد 5 و «واو» به عدد 6، است كه با هم در كلمة «هْوُ» می شوند 11.

اسرار نهفته در اعداد و حروف بسیار است، به عنوان مثال اسم شریف «طه» كه دومین آیة سورة مباركة «طه» است،به عدد 14  است (هـ = 5 / ط = 9)؛ كه در این لطیفه باید بسیار تأمل شود.

در علم حروف، ظاهر حرف را جسم و باطن آن را كه عدد آن حرف است روحِ آن گویند؛ به تعبیری «الحروفْ اشباهّ،‌ و الأعدادْ أرواحّ».

یعنی اگر در سیر عملی به ما فرمودند فلان ذكر را مثلاً صد بار بگویید، و ما نود و نه بار و یا صد و یك بار بگوییم، ذكر تأثیر نخواهد داشت؛‌ چون اذكار، بدونِ اعدادِ مقرر شده، كالبدی بی روح بیش نیستند و آنكه بی روح است، نمی تواند مرده ای را زنده كند. چه بسا گاهی اذكار بی روح، سالك را در قبض بیندازد و درِ بستة او را بسته تر كند؛ زیرا اذكار و اعداد، حكم كلیدی را دارند كه «اذكار» بدنة آن و «اعداد» دندانه های آن كلید را تشكیل می دهند. البته این حكم در مورد اذكاری است كه با عدد خاص دستور داده شده است.

یكی از مشایخ روایت می كرد كه در سورة مباركة «یس» اسمی است كه برطرف می شود به بركت آن كوری مادرزاد و پیسی. او را گفتند كه آیا اگر كسی تمام سوره را بخواند نفعی از این مقوله كه می گویی به او خواهد رسید؟

جواب داد: هرگاه حكیم یك دوایی را برای مرضی مقرر كرده باشد و آن دوا در دكان عطاری باشد و مریض بود و تمام ادمیة دكان او را بخورد آیا نفعی به او خواهد رسید؟

شرح دروس «معرفت نفسِ» حضرت علامه حسن زاده آملی

شارح: حضرت استاد صمدی آملی

        سینا


 

نوشته شده توسط عابر در 2008/4/24 ساعت 22:52 موضوع در محضر استاد | لینک ثابت


نقدی بر پلورالیسم دینی

نقد نظريه قبض و بسط

نقد نظريه قبض و بسط را نيز مانند بيان نظريه به صورت اجمالي و در موارد بيان شده پي مي گيريم ( همان طور كه در بيان اجمال نظريه، همه نكات بيان نگرديده است در مقام نقد نيز همه نقدهاي ممكن و بيان شده، ذكر نمي شود ).

1- ابهام و تناقض گويي ‌

علاوه براينكه تعريفها و توضيحات مذكور در كتاب ياد شده پيرامون چهار مفهوم : « دين»، «معرفت شناسي ديني »‌ و منابع « معرفت ديني » محل تاملات دقيقي است كه در موضع خود بيان شده است، آقاي سروش در بيان مقصود خويش از بعضي مفاهيم ياد شده، دچار تناقض گويي آشكاري شده و همين امر موجب ابهام در مراد ايشان گرديده است. كه در اينجا به چند مورد محدود اشاره مي كنيم.

..... ..... .....

2- داوری یک سویه

چنان که روشن شد، آقای سروش معتقد است که چون معرفت های دینی از معارف برون دینی تغذیه می کنند، هر چه نصیب انسان از آن معارف بیرونی بیشتر باشد، درک او از دین و وحی و در نتیجه معرفت دینی او نیز کامل تر خواهد بود. از این رو به دین شناسی کسی که از معارف بیرونی (علوم تجربی، فلسفه و عرفان) اطلاع دقیقی نداشته و آنها را برای خود منقح نکرده است نمی توان اطمینان نمود.

 سخن ما در اینجا این است که اولا تغذیه معارف دینی از معارف بیرون دینی یاد شده در کتاب قبض و بسط به صورت بیان شده، غیر قابل قبول است و آقای سروش هیچ دلیل صحیحی بر آن بیان نکرده است. ثانیاً حتی بر فرض پذیرفتن کامل چنین سخنی، متأسفانه داوری آقای سروش یکطرفه و یک سویه است چون اگر ایشان مبنا و سخن خویش را بطور کامل پذیرفته باشند، باید قبول نماید همانطور که دین شناسی کسی که به عنوان مثال از علوم تجربی (مانند فیزیک و شیمی) خبری نجسته باشد، قابل اعتماد نیست.

..... ..... ..... .....

متن كامل را در ادامه مشاهده نماييد....         صدرا


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عابر در 2008/4/24 ساعت 2:32 موضوع نقد پلورالیسم دینی | لینک ثابت


سیری در جنبش های مذهبی در ایران

 

 

جنبش های مذهبی ایران به اسم شیعه گری مترقی در قرن سیزده  ایران

 

در این نوشتار به بررسی فرقه شیخیه و تفکر غالیگری در بحث امامت  خواهیم پرداخت.

 

اما سوالهای که  در پیش زمینه نوشتار در مورد شیخیه است که نویسنده  انها را بیان  می کند تا در

نوشته های بعدی در مورد آنها  بحث کند .

 

*چرا این جماعت در امامت غالیگری میکردند ؟

*چر اهمه قدرت فکریشان را در بحث امامت  جمع کرده بودند ؟

*چه زمینه ها در قدرت  امام و امامت  یافته بودند  ؟

*به گفته بعضی از مستشرقین غربی  شیخیه همان راهی را می رفتند  که اسماعیله در مورد اما م

و امامت  ورهبری  جماعت رفته بودند   حال سوال اینجاست که شیخیه بحث امامت را چگونه بیان

وتبین میکنند؟

* چه زمینه های و شرایط  اجتماعی در آن زمان بوده که این تفکر در مابین جماعت  علما و مردم

گسترش یافت ؟

* آیا شرایط و زمینه های  دوره قاجار در این دوره به نام جمهوری اسلامی  فراهم است که ما هم منتظر

جنبش های مذهبی  درون شیعه باشیم ؟

 

یا حق

عابر

  

 

میکند

  

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط عابر در 2008/4/23 ساعت 17:34 موضوع تاریخ | لینک ثابت


آينده مرجعيت و نسبت آن با سياست در گفت‌و‌گو با آيت‌الله سيد‌محمد يثربي

 

 

    برخورد قضايي با دگر‌انديشان را نمي‌پسنديم

 

تاريخ «شيعه» همواره با «نهاد مرجعيت» گره خورده است و هر دو به يك معنا به كار گرفته مي‌شود. بدين

 

سان آينده اين نهاد و تحولات آن زير ذره‌بين نه تنها محققان، بلكه سياستمداران قرار گرفته است.

 

نقش‌آفريني مرجعيت در سياست اين مرز و بوم و چالش‌برانگيز بودن مباحث اين عرصه در حوزه انديشه،

 

نُقل مجلس شيعيان و ساير اديان، مذاهب و فرق است؛ تا جايي كه گاهي ميان دگر‌انديشان و مراجع

 

تقليد گفت‌و‌گوهايي شفاهي يا مكتوب آغاز مي‌شود و صداي آن در آن سوي مرزها به گوش مي‌رسد. لذا

 

بر سر اين جايگاه قدرتمند سوالاتي ريز و درشت پرسيده مي‌شود و هر كس، به فراخور جايگاهش به آن

 

پاسخي مي‌دهد. امروز با استقرار 30 ساله نظامي اسلامي در ايران شايد پرسش‌ها افزون و دايره آن به

 

سوي عرصه سياست محاط شده است. اين سوالات من را به گوشه‌اي از موطن «مرجعيت» رهسپار كرد

 

تا پاسخ آن را بيابم. دفتر كوچكي در چهارراه بيمارستان فاطمي قم ميدان اين پرسش‌ها بود. آيت‌الله

 

«مير‌سيد‌محمد يثربي»، استاد درس خارج فقه و اصول قم ميزبان بود تا سوالات ميهمان پرسشگر را

 

بشنود و از جايگاه يك عالم ديني به آن پاسخ دهد. اين روحاني 54 ساله كه رياست مؤسسه «علامه

 

مجدد وحيد بهبهاني»‌ را بر‌عهده دارد، شاگرد آيات عظام مرحوم گلپايگاني، وحيد خراساني و مرحوم

 

سيد‌محمد روحاني بوده است و امروز خود بر مسند تدريس فقه و اصول نشسته است...


 

رجوع به مجتهد و مرجع تقليد در اين دوره زماني، بر چه اساسي صورت مي‌گيرد؟

 

چرا فقط استنباط احكام در دايره مجتهدان و فقيهان محدود شده ؟

               

اصلاً ويژگي‌ يك مرجع تقليد چيست كه ديگران نمي‌توانند به راحتي به اين جايگاه برسند؟

                     

عابر

یاحق                     


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عابر در 2008/4/22 ساعت 14:35 موضوع حوزه | لینک ثابت


اعتدال در امور

اعتدال و ميانه روي در امور

آن سير عملي كه در امور انساني به عنوان معيار شناسانده شده، حدّ وسط در امور است كه از آن تعبير به اعتدال و ميانه روي نيز مي كنند. افراط و تفريط،‌ در تمامي امور، دور كننده انسان از حقيقتي است كه آدمي آن را به عنوان غايت و نهايت فعل خويش در نظر گرفته بود؛ يعني در امور روزانه نه افراط حق است و نه تفريط، بلكه اعضاء و جوارح انسان يك حدّ اعتدالي دارند كه انسان بايد آن را مراعات كند، در غير اين صورت بي طهارت خواهد بود.

------------------------

اعتدال در امر كسبِ مال و منال براي آسايش اهل و عيال آن است كه طبق فرمايش معصوم، انسان روزش را به سه قسم تقسيم كرده و يك قسم آن را به كسب روزيِ مادي و مابقي را به اموري چون رسيدگي به همسر و فرزندان، تحقيق و تفحص علمي، تفكّر در نظام احسن عالم، اظهار عبوديت در پيشگاه حقيقتِ نظام هستي و استراحت اختصاص دهد و مراد از طهارت نيز رعايت همين حدّ اعتدال مذكور است.

                   ادامه مطلب را ببینید.....                                       سینا

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عابر در 2008/4/20 ساعت 14:40 موضوع در محضر استاد | لینک ثابت


حضرت علامه طباطبایی رحمه الله تعالی


 

نوشته شده توسط عابر در 2008/4/20 ساعت 1:57 موضوع عکس | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting