تبليغاتX
 راه ما
 

مقام والای ایمان

در محضرآیة الله جوادی آملی

1-    مقام طُمأنینه چیست وآیا طمأنینه با ایمان فرق دارد؟

ج- ایمان درجاتی دارد که برخی از آنها ممکن است با تزلزل همراه با شد. ولی مقام والای ایمان همان طمأنینه است و راه رسیدن به این درجه والا هم گناه نکردن است. اگر ما خود را با گناه مسموم نکنیم و در مسیر خدا باشیم هیچ مشکلی پیش نمی آید. اگر هم یک آسیبی دیدیم این برای پخته شدن و امتحان ماست.

گندم مادامی که درانبار است قیمت ارزانی دارد، وقتی که زیر سنگ آسیاب قرار گرفت و فشار دید و آرد شد قیمتش بیشتر می شود. وقتی به تنور رفت و به نان تبدیل شد قیمت آن از قبل گران تر وغذای آدم می شود. همین فشاردیدن باعث کمال گندم است. خداوند در قرآن کریم فرمود:(و لنبلونّکم بشیءٍ مِنَ الخَوِف و الجوع و نَقصٍِ مِنَ الاموال و الانفس و الثمرات و بشّر الصّابرین) (و البته شما را به سختیها، مانند ترس و گرسنگی و نقصان اموال و جانها و آفات زراعت بیازماییم و بشارت و مژده بده صابران را) بنابراین طمأنینه آن مرحله والای ایمان است.


 

نوشته شده توسط من و دوستانم در دوشنبه 1387/02/23 ساعت 21:44 موضوع در محضر استاد | لینک ثابت


زندان آری یا نه ؟؟؟؟؟؟

                                            

  کیفر و زندان  در اسلام                         

                                                 

امروزه  در حکومت دینی ما يكي از كيفرهاي متداول زندان است . آيا زندان در اسلام وجود دارد؟ و آيا به

 

عنوان حد است يا تعزير و يا غير آن ؟  واین مسئله قابل کنکاش است .

 

آيا زندان در اسلام وجود دارد؟

 

آيا زندان  به عنوان حد است يا تعزير و يا غير آن در سیره پیامبر بوده است  ؟

 

آیا  برای مخالفان سیاسی  در زمان پیامبر  حد یا زندانی وجود داشت ؟

 

آیا  در قران واحادیث و متون دینی  برای  جرم سیاسی  حدی قرا داده شده است ؟

 

*  عابر بر آن شده است که ریشه بحث  (جرم سیاسی ) را کمی برای خود ودوستان  روشن کند که آیا

 

    این جرم سیلسی بر گرفته از متون دینی است یا  از بحث های است که بعد ها به اسلام عزیز

     می چسپاند

                                                                                                                                  عابر


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط من و دوستانم در یکشنبه 1387/02/22 ساعت 17:0 موضوع حوزه | لینک ثابت


رقت قلب و ضعف آن

2-راهها ی رقّت قلب چیست؟

جواب - رقّت قلب داریم و ضعف قلب، ممکن است کسی بگوید من در مدت عمرم یک گوسفند را سر نبریده ام یا مرغی را ندیدم که سر ببرند، این رقّت قلب نیست بلکه ضعف نفس است. زیرا همین شخص که می گوید من تحمّل دیدن گوسفند ذبح شده را ندارم وقتی کباب گوسفند را می خورد و بوی کباب به مشام فقراء می رسد بی خیال است و قلبش تکان نمی خورد و به فکر آنها نیست. رقّت قلب و عاطفه از فضایل انسانی است در حالی که ضعف نفس فضیلت نیست. راهی که انسان با طیّ آن برابر دستورات الهی خدمتی به خلق خدا انجام می دهد رقّت قلب است و آن راهی که با دستورات الهی برابر نیست، ضعف نفس است.

رقیق القلب بودن این است که انسان وقتی فقیری را دید واقعاً متأثر بشود، از قیامت و دوزخ که گفته می شود، از نا بسامانی وضع یک عدّه ای واقعاً متاثر بشود، این را می گویند رقت قلب. راه رقت قلب هم گناه نکردن است. از حضرت علی علیه السلام روایت شده است:«ما جَفَّتِ الدُّموع اِلّا لِقَسوَةِ القُلوب وَ ما قَسَّتِ القلُوبُ اِلّا لِکثرَةِ الذنوب» چشم ها گرفتار خشکی نمی شوند مگر در اثر قساوت قلوب، و قلب گرفتار قساوت نمی شود مگر در اثر گناه زیاد.(بحار الانوار ج.7ص55)

حضرت ایت الله جوادی آملی


 

نوشته شده توسط من و دوستانم در یکشنبه 1387/02/22 ساعت 14:58 موضوع در محضر استاد | لینک ثابت


                            

                                        سلام بر زینب کبری

 

               می دانم  رنج ها را چگونه باید نوشید

 

و این درسی است که  تو آموزگارم بوده ای

 

در وسعت سینه ی سبز تو ؛ حقارت رنج ها را دیده ام

 

ای آموزگار ظرافت !!!

 

تو! این گونه رنج ها را تحقیر می کنی .....

 

 عابر

یاحق

 

 


 

نوشته شده توسط من و دوستانم در یکشنبه 1387/02/22 ساعت 3:9 موضوع شعر و ادب | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting