تبليغاتX
 راه ما
 

سیری در جنبش های مذهبی در ایران -3

 

 جنبش های مذهبی ایران به اسم شیعه گری مترقی در قرن سیزده  ایران

 

شیخ احمد احسایی در طول مدت عمر خویش فقط  زمینه سازی میکرد و تفکر خویش را در جامعه

آن روز ایران  گسترش می داد  اما سوالی که  پیش می آید و هیچ وقت به

این نوع سوالها جوابی داده نه شده است این است که چرا در ان مقطع زمانی  این فرقه به وجود

آمده است

۱- باید ایران را در عهد قاجاریه  از نظر اجتماعی و مذهبی و سیاسی بررسی کرد  در دوره قاجاریه

یکی از عواملی که باعث شد  مردم به طرف فرقه شیخیه بروند مسئله اقتصادی مردم بود که در فشار شدیدی بودند و شاهان بی کفایت ایران هم در فروش ایران به ابر قدرت ها بودند.

و مردم منتظر یک ناجی و رهبری بودند که انها را از این منجلاب بیرون بیاورد . ادامه  دارد ..

عابر

یاحق


 

نوشته شده توسط عابر در 2008/4/30 ساعت 13:34 موضوع تاریخ | لینک ثابت


سیری در جنبش های مذهبی در ایران -2

 

جنبش های مذهبی ایران به اسم شیعه گری مترقی در قرن سیزده  ایران

 

 عقايد و آراى احسايى   

شيخ احمد احسايى، علوم و حقايق را، به تمامى، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم

السلام مى‏داند و از ديدگاه او، حكمت - كه علم به حقايق اشياء است - با باطن شريعت و نيز با ظاهر

آن، از هر جهت‏سازگارى دارد. او، معتقد است كه عقل، آن گاه مى‏تواند به ادراك امور نايل شود كه از نور

اهل بيت عليهم السلام روشنى گيرد و اين شرط، در شناخت‏هاى نظرى و عملى بطور يكسان وجود دارد.

 درست است كه تعقل در اصول و معارف دين، واجب است، اما از آن جا كه حقيقت‏با اهل بيت عليهم

السلام همراهى دارد، صدق احكام عقل در گرو نورى است كه از ايشان مى‏گيرد. 

                                                                      

شيخ احمد احسايى، در بسيارى از موارد، در تاليفات خود، مخصوصا شرح زيارت جامعه‏ى كبيره مى‏گويد:

«از امام صادق عليه السلام شنيدم‏» و در برخى از موارد مى‏گويد: «شفاهاْ از او شنيدم‏» . مراد او، از اين

عبارات، اين نيست كه در عالم بيدارى از ائمه شنيده است، بلكه مرادش، چيزى است كه در رساله‏ى

جداگانه‏اى نوشته است.

                                                       

او مى‏گويد، در آغاز كار، به رياضت مشغول بودم.



شبى، در عالم خواب ديدم كه دوازده امام، در يك جا جمع بودند. من، به دامان حضرت امام حسن

مجتبى عليه السلام متوسل شدم و عرض كردم: «مرا چيزى تعليم كنيد تا هر وقت كه مشكلى روى داد،

وخواستم يكى از شما را در خواب ببينم، تا آن مشكل را پرسش كنيم، بتوانم.» . آن جناب، اشعارى

فرمود كه بخوان. بيدار شدم. بعضى از اشعار را فراموش كردم. بار ديگر به خواب رفتم. باز همان مجمع و

امامان را در خواب ديدم و آن ابيات را مداومت و مواظبت كردم تا اين كه از تاييدات ايزدى و الهام ربانى

دانستم، مراد آن حضرت، مداومت در قرائت الفاظ آن اشعار نيست، بلكه بايد به مضمون آن متصف شد.

پس كوشش خود را به كار بردم و همت گماشتم و خود را به معانى آن متخلق و معتقد ساختم. هر

زمانى كه يكى از امامان را قصد مى‏كردم، در عالم رؤيا، به ديدار او مشرف مى‏گشتم و حل مشكلات

مسايل از ايشان مى‏كردم. تا آن كه مرا به ديار ايران گذر افتاد و با شاهنشاه قاجار و حاكمان، آميزش

شد. اعتبارى يافتم. خوراك ايشان را خوردم پس از آن، حالت نخستين از من رفت. اكنون، كم‏تر، ائمه

عليهم السلام را در خواب مى‏بينم.


 

احسايى، بر آن است كه تمسك‏اش به اهل بيت عليهم السلام در دريافت‏حقايق،

سبب شده است كه در برخى مسايل، با بسيارى از حكما و متكلمان، مخالفت كند.

وى، در عين احاطه بر آراى حكما، مبانى فلسفى را تا آن جا پذيرفته است كه از ديد

او با باطن تعاليم شريعت، در تعارض نباشد. در نتيجه، اصطلاحاتى هم كه به كار برده

است، در مواردى، با آن چه از اين اصطلاحات در حكمت رايج فهميده مى‏شود، تفاوت

دارد. 

شايد از همين رو باشد كه برخى گمان كرده‏اند، آن چه در نظر عده‏اى، احسايى را بنيانگذار مكتبى بيرون

از جريان مقبول اماميه نمايانده است، مى‏تواند ناشى از دو عامل باشد: يكى، آسان فهم نبودن پاره‏اى از

آراء، و ديگر، تندروى‏هايى از هر دو جانب مخالف و موافق او كه گاه با شناخت لازم نيز همراه نبوده است. 

 

عابر

یاحق





                                                 


 

نوشته شده توسط عابر در 2008/4/30 ساعت 12:47 موضوع تاریخ | لینک ثابت


سیری در جنبش های مذهبی در ایران -1

 

جنبش های مذهبی ایران به اسم شیعه گری مترقی در قرن سیزده  ایران

                                                       

شیخیّه

 

"شیخیّه" نامى است که به پیروان شیخ احمد احسایى (1166 - 1242 ق.) گفته مى‏شود. زادگاه

احسایى روستاى "مطَیرفى" واقع در منطقه "احساء" مى‏باشد. احساء از مراکز قدیمى تشیّع بوده است

و امروزه ایالتى است در شرق عربستان سعودى بر ساحل غربى خلیج فارس، به مرکزیت شهر "هفوف".

احسایى در پنج سالگى قرآن را نزد پدرش شیخ زین‏الدین احسایى آموخت.

ادبیات عرب و مقدمات علوم دینى متداول را در احساء فرا گرفت. او از رؤیایى در ایام تحصیل خود یاد

مى‏کند که در آن شخصى تفسیر عمیقى از دو آیه قرآن به وى ارائه کرده بود. وى مى‏گوید: "این رؤیا مرا از

دنیا و آن درسى که مى‏خواندم رویگردان ساخت."

این حالت سرآغاز تحولى معنوى در زندگى شیخ احمد بود که رؤیاهاى الهام‏بخش دیگرى را در پى آورد. او

مى‏گوید: "پس از آنکه به دلالت یکى از رؤیاها به عبادت و تفکر بسیار پرداخته است، پاسخ مسایل خود

را در خواب از ائمه اطهار، علیهم‏السلام، دریافت داشته و در بیدارى بدرستى و مطابقت آن پاسخها با

احادیث پى برده است."

احسایى در سال 1186 ق. مقارن با آشوبهاى ناشى از حملات عبدالعزیز حاکم وهابى سعودى به

احساء، به کربلا و نجف عزیمت کرد و از حوزه درس بزرگان تشیع همچون آقا محمدباقر وحید بهبهانى،

سید على طباطبایى صاحب ریاض، میرزا مهدى شهرستانى و سید مهدى بحرالعلوم و شیخ جعفر

کاشف‏الغطاء، بهره‏مند شد و اجازه‏هاى متعدد روایى از مشاهیر عالمان دریافت کرد. احسایى علاوه بر

فقه و اصول و حدیث، در طب و نجوم و ریاضى قدیم و علم حروف و اعداد و طلسمات و فلسفه مطالعاتى

کرد و در سال 1209 ق. به سبب بروز طاعون از عتبات به احساء بازگشت و در سال 1212 ق. به عتبات

مراجعت نمود. سپس بصره را مسکن دائمى خویش قرار داد. در این هنگام بود که براى نخستین بار

شروع به بیان بعضى از عبارات معماگونه و مرموز نمود که خشم علماى متشرعه بصره را برانگیخت.

در سال 1221 ق. به قصد زیارت عتبات به کربلا و نجف سفر کرد و سپس به قصد زیارت حضرت رضا،

علیه‏السلام عازم خراسان گشت. در بین راه در یزد توقفى کرد. اهل یزد از او استقبال گرمى به عمل

آوردند و از وى خواستند که نزد آنان بماند واو اجابت کرد و پس از بازگشت از مشهد، یزد را مسکن خویش

قرار داد و شهرت بسیارى کسب کرد.

چندى بعد فتحعلى شاه وى را به تهران دعوت نمود و در حق او نهایت احترام را به جا آورد و از شیخ

درخواست کرد تا در تهران مقیم شود، اما او این درخواست را رد کرد و به یزد مراجعت کرد. در سال 1229

ق. در راه زیارت عتبات به کرمانشاه وارد شد و با استقبال مردم و شاهزاده محمدعلى میرزاى دولتشاه

حاکم کرمانشاهان روبرو گشت و به اصرار حاکم در کرمانشاه اقامت کرد. در مدت اقامتش در آنجا

سفرهایى به قصد حج و زیارت عتبات انجام داد.

پس از مرگ دولتشاه، در سال 1237 ق. عازم مشهد شد و در میانه راه چندى در قزوین توقف کرد. در

همین زمان بود که با مخالفت برخى عالمان روبرو شد که پاره‏اى از دیدگاههایش را غلوآمیز و انحرافى

تلقّى مى‏کردند.

نخستین مخالفت آشکار با احسایى از جانب ملامحمدتقى بَرَغانى، معروف به شهید ثالث، از عالمان

بانفوذ قزوین صورت گرفت. نقل شده است که برغانى در آغاز مانند دیگر بزرگان قزوین، حرمت شیخ را

نگاه مى‏داشت، اما در مجلسى که احسایى به بازدید او رفته بود، از روى آگاهى، عقیده خاص وى را در

باب معاد جسمانى جویا شد و پس از شنیدن پاسخ، به وى اعتراض کرد و آن مجلس با جدال اطرافیان به

پایان آمد. این رویارویى به میان مردم نیز کشید و جمعى از علما از احسایى کناره جستند. رکن‏الدوله،

علینقى میرزا حاکم قزوین، محفلى براى آشتى علما با حضور آن دو ترتیب داد اما این بار گفتگو به تکفیر

احسایى از جانب برغانى انجامید و انتشار این تکفیر توقف بیشتر احسایى را در شهر دشوار ساخت.

احسایى از قزوین به مشهد و سپس به یزد و از آنجا به اصفهان و کرمانشاه رفت و در تمام شهرها با

سردى از او استقبال شد، گر چه هنوز هم کمابیش از پایگاه مردمى برخوردار بود. اما تلاش برغانى در

تأکید بر تکفیر او و نامه‏هایى که در این باره مى‏نوشت، از عواملى بود که عرصه را بر احسایى در واپسین

سفرش به کربلا تنگ کرد و او را از نیّت ماندگار شدن در آنجا منصرف ساخت. آنچه از فتواى برخى علما بر

ضد احسایى نوشته‏اند، مربوط به همین اوان و پس از آن است.

در مقابل، گروهى دشمنى با او را روا نمى‏شمردند، از آن جمله فقیه نامدار حاج محمدابراهیم کلباسى

بود که آسان فهم نبودن پاره‏اى از آراء و تعبیرات احسایى را باعث سوء تفاهمات و تکفیرها مى‏دانست و

آراى احسایى را در چارچوب عقاید امامیه تلقى کرده او را از علماى امامیه معرفى مى‏کرد. به هر حال

احسایى از کربلا به مکه رفت و سپس از راه مکه عازم موطن خود گردید، اما در نزدیکى مدینه در

سال  ۱۲۴۱ق. درگذشت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

آثار فراوانى در زمینه‏هاى گوناگون از احسایى باقى مانده است. از مهمترین آثار او "جوامع‏الکلم" است که

در دو جلد چاپ شده است و حاوى پاسخهاى او به سؤالها و نیز قصائدى در رثاى امام حسین،

علیه‏السلام، است. »شرح الزیارة الجامعة الکبیرة« بزرگترین و معروفترین اثر احسایى است که در چهار

مجلد منتشر شده است. کتاب دیگر او »حیاةالنفس فى حظیرة القدس« است که کتابى مختصر در اصول

عقاید مى‏باشد. از دیگر آثار منتشر شده احسایى مى‏توان از "شرح العرشیه"، "شرح المشاعر"،

"العصمة و الرجعة"، "الفوائد"، "مجموعة الرسائل"، و "مختصر الرسالة الحیدریة فى فقه الصلوات الیومیة"

نام برد.

 

 

*در  پست بعدی  به بررسی عقائد شیخ احمد احسایی  خواهیم پرداخت

 و در پی  علت های بروز این نوع تفکرات  در آن عصر را بحث خواهیم کرد 

یاحق

عابر


 

نوشته شده توسط عابر در 2008/4/27 ساعت 19:17 موضوع تاریخ | لینک ثابت


سیری در جنبش های مذهبی در ایران

 

 

جنبش های مذهبی ایران به اسم شیعه گری مترقی در قرن سیزده  ایران

 

در این نوشتار به بررسی فرقه شیخیه و تفکر غالیگری در بحث امامت  خواهیم پرداخت.

 

اما سوالهای که  در پیش زمینه نوشتار در مورد شیخیه است که نویسنده  انها را بیان  می کند تا در

نوشته های بعدی در مورد آنها  بحث کند .

 

*چرا این جماعت در امامت غالیگری میکردند ؟

*چر اهمه قدرت فکریشان را در بحث امامت  جمع کرده بودند ؟

*چه زمینه ها در قدرت  امام و امامت  یافته بودند  ؟

*به گفته بعضی از مستشرقین غربی  شیخیه همان راهی را می رفتند  که اسماعیله در مورد اما م

و امامت  ورهبری  جماعت رفته بودند   حال سوال اینجاست که شیخیه بحث امامت را چگونه بیان

وتبین میکنند؟

* چه زمینه های و شرایط  اجتماعی در آن زمان بوده که این تفکر در مابین جماعت  علما و مردم

گسترش یافت ؟

* آیا شرایط و زمینه های  دوره قاجار در این دوره به نام جمهوری اسلامی  فراهم است که ما هم منتظر

جنبش های مذهبی  درون شیعه باشیم ؟

 

یا حق

عابر

  

 

میکند

  

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط عابر در 2008/4/23 ساعت 17:34 موضوع تاریخ | لینک ثابت


فلسطين در آتش عدالت

به خاطر كدامين گناه كشته شده ايد؟

آيا به خاطر ترورست و مسلمان بودن مردم فلسطين را مي كشند؟

آيا به خاطر قصاص كشته گان هلوكاست مردم فلسطين را مي كشند؟

آيا به خاطر يك نگاه  جدشان كشته مي شوند؟


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط عابر در 2008/3/3 ساعت 1:27 موضوع تاریخ | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting